مرگ رنگ رنگی کنار شب + نوشته شده توسط mo_mo در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت
16:34 |
عکس های بیشتر در ادامه مطلب....................
ادامه مطلب + نوشته شده توسط mo_mo در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
13:4 |
بدو برو ادامه مطلب................................. ادامه مطلب + نوشته شده توسط mo_mo در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:47 |
بعضي عشقا مثل حضرت نوح مي مونن ( بعضيا از ترس طوفان ميان پيشت) بعضي عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبيش اينه كه اولين عشقته ) بعضي عشقا مثل حضرت ابراهيمه ( بايد همه چيزتو قربوني كني ) بعضي عشق ها هم مثل حضرت مسيحه ( آخرش به صليب كشيده ميشي) بعضي عشق ها هم مثل حضرت موسي هستن ( تا يه كمي دور ميشي يه گوساله مياد جاتو مي گيره )
چقدر سخته كه دلت مي خواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده . . .
ستاره ها وقتي ميشكنن ميشن شهاب + نوشته شده توسط mo_mo در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:22 |
کي چه گلي دوست داره؟ نجار:ميخک دزد:شب بو قصاب:گل گاو زبون پارچه فروش:اطلسي دندون پزشک:مينا و من... من تو رو دوست دارم ،تو زيباترين و نازترين گلي هستي که من دوستش دارم... ......... سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد
+ نوشته شده توسط mo_mo در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت
9:22 |
مرغ معما
دیر زمانی است روی شاخه این بید + نوشته شده توسط mo_mo در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت
9:12 |
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه! ............
عشق ناتمام مي گويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم.
عشق تمام مي گويد : من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم.
+ نوشته شده توسط mo_mo در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت
12:24 |
بغض بزرگترين اعتراضه . . . ....... غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن و بگو با دل خود كه خدا هست ... ! خدا هست ... ! غم و اندوه اگر هست بگو تا باشد معني خوشبختي ، بودن اندوه است . . . دلتنگمو ديدار تو درمان من است کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد * _* _*
مهرباني را وقتي ديدم که کودکي خورشيد رادر دفتر نقاشيش سياه کشيدتا پدر کارگرش را زير آفتاب نسوزاند گفت : عاشقي مرد ، بيا به يادش لحظه اي سکوت کنيم . به سلامتي رفيقي که زرنگه ، وجودش قشنگه ، قلبش يه رنگه ، عشقش پر رنگه ، شرابش خوش رنگه ، آخرش دل ما واسش خيلي تنگه میدونی اگه تو رو تو بیابون بکارن کاکتوس در میای, تو رویا بکارن کابوس در میای, تو کویر بکارن خیارشور در میای ولی تو دل من بکارن عمرا اگه در بیای! بي دوست شبي نيست که ديوانه نباشم،مستم اگر صاحب ميخانه نباشم،اي دوست اگر جان طلبي آن به تو بخشم،از جان چه عزيز تر بگو آن به تو بخشم. + نوشته شده توسط mo_mo در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت
13:37 |
|
|